1.بلوغ احساسی:یکی از مهمترین این مشکلات،عدم تبلور بلوغ احساسی
در ایرانیان در سنین جوانی می باشد این بدین معنی میباشد که در حالیکه اکثر ایرانیان بلوغ جنسی را تا زیر سن 20سالگی تجربه میکنند، یا به بلوغ احساسی نمی رسند یا به این بلوغ بسیار دیر میرسند.بلوغ عاطفی بدین معناست که فرد به حدی از پختگی احساسی می رسد که راه حلهای پیچیده تری برای مشکلات روزمره عاطفی خود پیرا میکند.پیچیدگی رفتار به طور معمول باعث کاهش خشونت در زندگی میشود که خشونت معمولا جزو راحت ترین راه حلهاست.دلیل اصلی چنین اتفاقی را باید در نحوه زندگی ایرانیان و مقایسه آن با زندگی جوانان در جوامع مدرن جستجو کرد.
اکثریت جوانان در جامعه مدرن بعد از رسیدن به بلوغ جنسی سعی بر گرفتن مسئولیتهای اجتماعی می کنند که چنین چیزی را جامعه و خانواده به شدت ازآنان می طلبد.جوان سعی می کند حداقل در مقاطعی از سال،خود پول خود را در بیاورد وار لحاظ اقتصادی مستقل باشد.کار کردن در محیط های بیرون که به طور معمول در کشورهای مدرن ضوابط سخت تری نسبت به ایران دارند،خود عاملی است در ایجاد پختگی احساسی در جوانان.در کنار این،جوانا از همان اوایل زندگی مستقل اجتماعی،روابط شبهه پایدار و در نوسان با جنس مخالف را تجربه میکنند که خود این کش و قوس های شدید عاطفی عاملی مهم در ایجاد بلوغ عاطفی است. هرشکست عاطفی،خود باعث میشود که فرد تلاش بیشتری در کنترل احساسات خودکند و شکنندگی روحی خود را تضعیف،و سنجیده تر از احساسات خود استفاده کند.در حقیقت جوانان ایرانی دیر و یا شاید ناگهانی به پیچیدگیهای زندگی بر میخورند و زمانی به آن بر میخورند که توانایی هضم خوب آن را ندارند.برای اینکه شهود خواننده نسبت به مطالب فوق بالاتر رود ودرک بهتری نسبت به مساله بلوغ احساسی پیدا کند در زیر به چند مورد از نتایج به این امر اشاره میکنیم:
1.1=کار گروهی:برکمترکسی پوشیده است که فرهنگ ایرانی از ضعفی عظیم به کارگروهی رنج می برد.این دسته دسته شدن و ساز فردی زدن در فرهنگ ایرانی را می توان در بسیاری از جاهادید:در دانشگاه ،محیط کار،داخل احزاب و حتی در داخل خانواده ها
2.1=جو زدگی:تحت تاثیر القائات اطرافیان و جامعه قرار گرفتن به نوعی در همه ی فرهنگ ها وجود دارد ولی ایرانیان به طور معمول راحت تر از جوامع مدرن تحت تاثیر القائات قرار می گیرند.علاقه ناگهانی ایرانیان به قسمتی خاص از خدمات اینترنتی و یا علاقه خاص به یک نوع خاصی از پوشش یا آرایش از این دسته است.
3.1=عدم پختگی در نحوه کنترل فرزند=روابط بین پدر مادر،فرزند ونحوه کنترل رفتار بچه یکی از پیچیده ترین برخوردهایی است که در زندگی انسان پیش می آید.برای کنترل رفتار بچه راه حلهای مختلفی وجود دارد که شامل خشونت های فیزیکی،گفتاری و روانی می باشد.حل کردن مسایل زندگی به کمک خشونت فیزیکی یکی از ساده ترین راه ها می باشد.متاسفانه اگر نیک بنگریم می بینیم که بسیاری از پدران و مادران ایرانی از همین راه حل ساده و در عین حال پر ضرر را انتخاب می کنند
4.1=پر توقعی و فرهنگ کار بد=ایرا نی ها معمولا آدم های به نسبه غرغر و پر توقعی هستند که این توقع لزوما با خدماتی که به جامعه تحویل می دهند هماهنگی ندارند.در ایران افراد در محیط های کار خود احساس مسئولیت بالایی ندارند و با آسوده خاطر بودن بیش از حد،استرس را به ارباب رجوع تحمیل می کنند حال آنکه خود همیشه از همین بی خیالی در جایی که به آن برخورد می کنند ناله می کنند
2.محافظه کاری تاریخی:متاسفانه به علت تهاجم های ویرانگری که بر
ایرانیان در طول تاریخ تحمیل شده است و منجر به سلطه شده.ایرانیان از لحاظ فکری و منش زندگی محافظه کار محسوب میشوند:
2.1=کمبود خلاقیت در نحوه زندگی:ایرانیان بسیار شبیه به هم زندگی می کنند.در حقیقت بخش بزرگی از زندگی ایرانیان صرفا برای حرف های بیهوده دیگران سپری میشود.اینکه بسیاری از رفتارها سریع در جامعه ایرانی مد می شود جدا از اینکه ناشی از عدم پختگی احساس ما ایرانیان می باشد ریشه در ترس از متفاوت عمل کردن از بقیه جامعه هم دارد و گرنه شاهد زندگی متنوع تر با خلاقیت بیشتر در جامعه ایزانی بودیم
2.2=فرهنگ جنسی:آشکار است که نیاز جنسی یکی از اساسی ترین نیازهای بشر است که وظیفه هر فرهنگی است که بر اساس موقعیت زمانی و مکانی بهترین نحو به پاسخگویی به آن بپردازد.عدم پاسخگویی صحیح به این نیاز باعث صدمات بسیار در زندگی فردی و اجتماعی افراد میشود که از آن جمله می توان به ایجاد عقده های شخصیتی،افزایش خشونت اجتماعی،پریشانی فکر،افسردگی و عصبی بودن افراد اشاره کرد
3.ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس:منظور از ایده آل گرایی و آرمان
گرایی نوع نگرشی است که به کمتر از عالی و استانداردهای بسیار بالا راضی نمی شود.در ظاهر اول به نظر نمی آید که این آرمان گرایی خصلتی منفی می باشد ولی اگر نیک بنگریم می بینیم که قسمتی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان ریشه در این تفکر به شدت آرمان گرا دارد
ایده آل گرایی و تبیین استاندارد های بالای بسیار پر هزینه گاهی حتی به عنوان افتخار ر فرهنگ ما ایرانیان میشود اینکه سفره ای بسیار رنگین و صد البته پر هزینه پهن کنیم،اینکه توقعات بیش از حدی از فرزند خود داشته باشیم که باعث آسیب دیدن به اعتماد به نفس او می شود. این خصلت،نتایج فرهنگی منفی ای در بر دارد که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
3.1=عدم اعتماد به نفس،رخوت اجتماعی و قهرمان پرستی
وقتی انسان یک شخصیت آرمانی را به عنوان الگوی ذهنی خود قرار می دهد که فرسنگ ها کماکان فاصله بسیار زیادی با آن الگو دارد و در حقیقت ارزش قدم های خود را حس نمی کند وحس موفقیت از او گرفته می شود.اگر به جای ایده آل گرایی،عمل گرایی در ذهن افراد جایگزین شود افراد به جای اینکه خود را با یک فرد آرمانی مقایسه کنند خود را با خود مقایسه می کنند و به جای آنکه سعی در گرفتن نمره بیست در یک بعد زندگی کنند سعی در به دست آوردن معدل خوبی در بین ابعاد زیاد زندگی می کنند
3.2=ظاهرگرایی
ژست گرایی به جزء ثابتی از فرهنگ ایرانیان درآمده است.اینکه سعی کنیم در ادا در آوردن از هم سبقت بگیریم و احترام بخریم.
مشکل اصلی کار این است که این ادا درآوردن دربسیاری از اوقات ناشی از عدم اعتماد به نفس افراد می باشد.نتیجه این عمل آن است که انرژی که باید صرف بهبود واقعی فرد شود صرف قیافه گرفتن و ظاهرگرایی فرد می شود.ار نتایج این ظاهرگرایی و قیافه گرفتن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف)تجمل گرایی:اینکه سعی کنیم ادای قشر بسیار پولدار جامعه رادر بیاوریم.اینکه نیازهای طبیعی مان را قربانی ژست گیری کنیم تا به دیگرانی که بر اساس ظاهر قضاوت می کنند اعلام کنیم که ما را در دسته های بالای جامعه طبقه بندی کنند
ب)آسیب به نظام اطلاعاتی:ما بسیاری از اطلاعات زندگی را از طریق شنیدن تجربه های دیگران به دست می آوریم.حال اگر این تجربه بیان شده آمیخته به تظاهر و اغراق باشد اختلافی اساسی در این اطلاعات به وجود می آید
ج)فاصله روشنفکران و توده:این قیافه گرفتن در بسیاری از اوقات باعث فاصله گرفتن توده ها از نخبگان جامعه می شود.کسانیکه تجربه زندگی در کشورهای مدرن را داشته باشد حتما متوجه شده اند که آدم های بالای جامعه سعی نمی کنند که برتری اجتماعی خود را به طبقات پایین دست جامعه دیکته کنند ومتاسفانه در جامعه ایرانی بزرگان نسبی جامعه معمولا در پی آنند که به هر نحوممکن این برتری را به طبقات پایین تر نشان دهند.ژست گرایی یکی از شایع ترین مشکلات فرهنگی ایرانیان بالاخص در جامعه روشنفکر است که یکی از دلایل عدم تاثیر گذاری و عدم به قدرت رسیدن روشنفکران ایرانی می باشد.اصولا نخبگان جامعه ایرانی بیش از آنکه وظیفه خود بدانند که صدای روشنفکری را به اعماق جامعه برسانند وظیفه جامعه می دانند که حرف های آنان راگوش کنند و بفهمند
3.3=عدم توانایی در اولویت بندی:اولویت بندی در بسیاری از اوقات به معنای آن است که ما قبول کرده ایم که نمی شود به همه چیز رسید پس باید از بین اهداف،مهم ترین ها را انتخاب کرد ولی وقتی هدف رسیدن به همه چیز باشد و یا فرد تنها قسمتی از اهداف را ببیند و از دیدن باقی اهداف غافل باشد دیگر اولویتی مطرح نیست
4-تفکر طبقاتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی
منظور از تفکر طبقاتی،تفکری است که سعی دارد بین آدم های،نژادها و موقعیت ها به یک دسته بندی جامع و ثابت از برتری برسد که این دسته بندی مستقل از این جزئیات شخصیت فرد متقاضی دسته بندی است.متاسفانه ایرانیان از این دسته بندی ها،بسیار،برای ارزش یابی خود واعلام برتری خود استفاده می کنند که این خود آسیب به آزادی های فردی می شود.برای ایجاد درک بهتر به چند مثال روی می آوریم:
4.1-محل زندگی:در مقیاس زیر اکثریت ایرانیان در انتخاب شهر و محل زندگی جایی را انتخاب می کنند بر اساس آن دسته بندی کلی مطرح ایرانیان،موقعیت برتری داشته باشد.در حالیکه در انتخاب محل زندگی جدا از مسایل کلی همچون امنیت،رفاه و زیبایی ومسایل فردی بسیار زیادی مطرح است.مسایلس همچون نزدیک به محل کار،علاقه خانواده یا فرد به محیط شلوغ یا آرام،نزدیکی به اقوام،خویشان و دوستان و بسیاری از موارد دیگر که باعث این دسته بندی ها می شود. این یکی از دلایل متمرکز شدن بیش از حد جمعیت جامعه مرفه درنقاط خاصی از تهران است.در مقیاس درشت هم بسیار دیده می شود که ایرانیان کشوری را انتخاب می کنند که اطلاعات دقیقی ازآن ندارن.آیا کوته فکرانه نیست که ما بخواهیم سرنوشت خود را با استفاده از یک دسته بندی کلی که هیچ اطلاعاتی از اولویت بندی شخصی ما ندارد مشخص کنیم؟
4.2=مدرک گرایی-بسیار شنیده میشود که ایرانیان به مدرک بالای خود ببالند و یا به اینکه در کشورهای خارجی جزو اقلیت ها با متوسط مدرک تحصیلی بالا هستند افتخار کنند.آیا داشتن مدرک تحصیلی بالا لزوما نشانه موفقیت است و یا به موفقیت ختم میشود؟متاسفانه در نظام ارزشی ایرانی،ارزش کارهایی همچون کار آفرینی و مدیریت قوی که در اکثر کشورهای دنیا بسیار پاس داشته میشود و به شدت برای جامعه مفید است،جا نیفتاده است. ایرانیان در بسیاری از اوقات بالاخص در گرفتن مدارک بالا(همچون دکترا)بیش از آنکه هدفشان از گرفتن مدارک دادن خدمات بیشتر به جامعه و یا به دست آوردن سود شخصی بیشتر باشد،هدفشان گرفتن ژست با ارضاکردن دسته بندی خشک نظام ارزشی ایرانی است.
4.4=نژاد پرستی-رفتاری است که فرد نژاد و یا نژادهای دیگر را نفی یا تحقیر میکند و این رفتار را به کل جامعه آن نژاد را یکی می بیند واین در حالی است که انسان های یک نژاد با همه مشترکات که با هم دارن بسیار متفاوت هستند.رفتاری که باعث میشود به طور مثال ایرانیان،چینی ها عرب ها را در محافل خود به تمسخر بگیرند.کلا این امر که بسیاری از ایرانیان اصرار دارند که ثابت کنند که از نژاد آریایی هستند یکی از سمبل های تفکر نژاد پرستی ما ایرانیان است.نکته ی جالب این است که بسیاری ازعلایم نژاد آریایی همچون قد بلند و چشم ابی در کمتر ایرانی دیده میشود
5-قانون مداری
بسیاری از قوانین موجود در جوامع نتیجه فرآیند مدرنیزاسیون جامعه است که لزوما ریشه در اخلاق دینی و سنتی جامعه ندارد.ایرانیان اصولا درک صحیحی از اهمیت قوانین ندارند و به همین خاطر به قوانین بی احترامی می کنند.یکی از وظایف خانواده و جامعه در پرورش بچه و نوجوان،نهادینه کردن اخلاق است ولی رعایت قوانین جامعه مدرن،در اخلاق ایرانیان نهادینه شده است و بسیاری از ایرانیان به شکست قوانین افتخار میکنند.برای درک بهتر از عدم احترام به قوانین در ایران به چند مثال روی می آوریم
5.1=قوانین راهنمایی رانندگی-ایرانیان بسیار بد میرانند و بسیار بد از خیابان ها گذر میکنند که عامل اصلی پر حادثه ترین جاده های دنیا،ایران می باشد
5.2=قوانین اقتصادی-بسیاری از قوانین اقتصادی جامعه مدرن که برپایه علم اقتصاد بنا شده است،از طرف ایرانیان مورد بی احترامی قرار میگیرد که دولت مردان ما در ایجاد آن به مشورت مقصرند.به طور مثال سیستم مالیاتی در جوامع مدرن شریان حیات اقتصادی حکومت هاست که بدین وسیله حکومت ها مدیون ملت می شوند و در قبال تک تک افراد جامعه مسئول اند.فرد مالیات میدهد تا دولت حقوق شهروندی اورا تامین کند.حال در ایران سیستم مالیاتی به جای اینکه به عدالت اجتماعی بپردازد خود در ایجاد فاصله ی طبقاتی موثر است.چون درصد مالیات پرداختی بین فقیر و غنی یکسان است که این بسیار ناعادلانه است.جدا ازآن ثروتمندان به دلایل ضعف نظارت در نظام مالیاتی معمولا راهکارهایی برای فرار از دادن مالیات پیدا می کنند
با سلام. تمام مطالبي كه بعد از ماه بهمن سال 1392 در وبلاگ گذاشته بودم پاك شدند.